ابو القاسم راز شيرازى
566
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
پوشانيده است او را از نور بهاء خود ؛ و چون حضرت رسول ص صاحب عصمتند ، منظور ذنوب شيعيان آن حضرت و ذرّيّهء طاهرين آن حضرت عليهم السّلام است كه به سبب بودن ايشان اجزاء آن حضرت ، حقّ تعالى بر آن حضرت حمل فرموده و مغفرت و عفو فرمود ؛ يعنى عفو و صفح ، كار كسى است كه معدن عفو خداوندى است ، و به طفيل ذات پاك او سايرين معفوّ « 23 » و مغفور مىشوند ، و كار كسى است كه معدن كرامت و نور بهاء حقّ تعالى است ، نه كار ديگران ؛ زيرا كه عفو و آمرزش ، دو صفتند از صفات خداوند - عزّ و جلّ - كه امانت گذاشته است آنها را در اسرار و بطون برگزيدگان خود - از تمام خلايق - به سبب قابليّت مظهريّت از براى صفات و كمال و اسماء خود ، تا آنكه متخلّق گردند به اخلاق خالق و جاعل خود در معاشرت با خلايق ، كه هركس ايشان و اخلاق ايشان را مشاهده نمايد ، گويا خالق ايشان را ديده باشد ؛ و لهذا حضرت رسول ص فرمود : « من رآني فقد رأى الحقّ » « 24 » ، و در حقّ آن حضرت نازل گرديد : إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ « 25 » ؛ يعنى تو صاحب خلقهاى عظيمى كه اخلاق حقّ تعالى است .
--> - سوگند براى پيغمبر ( ص ) گناهى نبود ، بلكه خداى تعالى آمرزش گناهان شيعهء حضرت امير مؤمنان على عليه السّلام را از گذشته و آينده ، تعهّد فرمود : « البرهان » 9 : 113 - 114 در تفسير « صافى » : در ذيل اين آيه ، پس از نقل اخبارى كه دلالت بر مطلب فوق دارد ، از بعض محقّقان اهل معرفت ، مطلبى نقل شده كه خلاصهء آن اين است كه : چون امم سالفه ، از طريق انبياء خود به قبول ولايت حضرت امير مؤمنان عليه السّلام و اهل بيت طاهرين او دعوت شده بودهاند ، شمول اين آيه ، نه تنها شيعهء آن حضرت را در دورهء « اسلام » فرامىگيرد ، بلكه آن دسته از پيروان انبياء سلف را كه قبول ولايت حضرت را كرده باشند نيز شامل مىشود : « الصّافى » 5 : 37 - 38 ( 23 ) - مورد عفو و گذشت واقع شده ( 24 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 109 سطر 1 رجوع شود : « بحار الانوار » 61 : 235 ( 25 ) - به منهج اوّل ، صفحات 6 و 591 و منهج حاضر ، صفحهء 432 رجوع شود .